اخرین روزهای قبل از پرواز ( قسمت دوم )

برای فریت بار چند روز مانده به پرواز به فرودگاه امام مراجعه کردم تا با شرایط فریت بار اشنایی پیدا کنم .در همان جلوی درب گمرک فرودگاه همه نماینده های شرکتهای هوایی حضور دارند و من با یکی از همین نماینده ها اشنا شدم و ایشان ضمن توضیح در مورد چگونگی مراحل و مقدار وزن بار و قیمت ان توضیحاتی دادند و متذکر شدند که قیمتشان نسبت به بقیه مناسبتره و همچنین قیمتشان بر اساس ارز دولتی است . همچنین گفتم که شاید وزن بار من بالای 100 کیلو باشه که ایشان گفتند که از نظر قیمتی مرقوم به صرفه است که بالای 100 باشه .2 روز مانده به پرواز وانتی کرایه کردم و تمام بارها رو به فرودگاه بردم .

توجه :

لازم به توضیح است که سعی کنید ساعت 8 صبح انجا باشید که جزئ اولین نفرات برای ورود به قسمت ارزیابی کالا باشید چون مراحل مختلفی رو باید طی کنید و دائما باید از این قسمت به ان قسمت مراجعه و امضا بگیرید.

ساعت 8 صبح به اتفاق نماینده وارد گمرک شدیم و بعداز پر کردن فرمها بارهارو به قسمت وزن کشی برده سپس به قسمت ارزیابی رفتیم تا مامور گمرک بارهارو ارزیابی کنه . پس از ارزیابی مامور گمرک فقط به کلکسیون تمبرهای قدیمی من ایراد گرفت و گفت که برای خروج اینها باید از سازمان میراث فرهنگی کشور مجوز بگیرید تا اجازه خروج صادر بشه . خلاصه هرچه چک و چانه زدیم موثر واقع نشد و من چون اصلا فرصت و زمان اینکار رو نداشتم بالاجبار از بردن کلکسیونهای نازنینم منصرف شدم ولی بقیه بارهارو به قسمت اشعه و سپس بسته بندی برده و شروع به بستن بارها کردند.

بار های من شامل :فرش 9 متری ابریشمی ماشینی و چند قالیچه گرد و کوچک -پتوها-لباسها-کتابها و جزوات مختلف-گیتار-چرخ گلدوزی همسرم- ومقداری ظرف و ظروف بود.(لازم به توضیح است که اجازه خروج به فرشهای دست بافت صادر نمیشه و در ضمن مبلغی رو به عنوان بسته بندی و شیرینی کارکنان باید پرداخت کنید ولی نماینده در قبال خدمات از شما مبلغی دریافت نمیکنه )

پس از مراحل بالا با گرفتن یک نامه به قسمت شرکت هوایی مورد نظر که چند 100 متری بالاتر از گمرک قرار دارند مراجعه میکنید تا لیبل بارها و همچنین مبلغ هزینه بارها رو پرداخت کنید و رسید بگیرید .در ضمن باید یک ادرس درست و شماره تلفن در شهر مورد نظرتان در کانادا رو ارائه دهید و رسید بار رو با دقت تا زمان دریافت بار در کانادا به همراه داشته باشید .

نکته مهم : هنگام گرفتن رسید بار من از ایشان خواستم که بار منو طوری ارسال کنند که حداقل 10 روز بعداز رسیدن من به مونترال باشه چرا که مهم است شما تا زمانی که در منزل دائمی خود اسکان پیدا نکرده اید جابجایی این همه بار (چمدانها و بار فریت شده ) از هتل یا اسکان موقت بسیار سخت و مشکله . پس طوری برنامه ریزی کنید که بارتان بیش از یکی دو روز در گمرک مونترال معطل نشه چرا که بابت تاخیر پول انبار داری زیادی رو باید پرداخت کنید که با دلار امروزی مبلغ قابل ملاحظه ای میباشد. خوشبختانه من طبق پیش بینی خودم به موقع موفق به دریافت بارها شدم تنها یک روز در انبار فرودگاه بود که حدود 90 دلار بابت کارمزد در گمرک مونترال پرداخت کردم.در ضمن در برگ رسیدتان یک کد رهگیری موجوده که شما به صورت انلاین میتونید از وضعیت بارتان اطلاع بگیرید و از مراحل ارسال ان اگاه شوید.

اخرین لحضات حضورمان در ایران عزیز

شب اخر در منزل پدری با حضور تمام عزیزانمان و فامیل دور هم بودیم و لحضه های اخر در کنار هم بودن رو سپری میکردیم . لحضه های بسیار سختیه و فکر جداشدن از عزیزان و داشتن هزاران کیلومتر فاصله از اونها سختر.... ولی بیاد اوردن اینهمه سختی و تلاش بسیار زیاد برای رسیدن چنین لحضه ای و رسیدن به اهدافت بار این سختی رو کم میکنه .... از همین جا برای همه عزیزانم در ایران تندرستی و سلامتی کامل توام با شادکامی را ارزومندم و امیدوارم برادر عزیزم که این پروسه مهاجرت رو طی میکنند هر چه سریعتر به ما ملحق شوند . امین

ثانیه ها بتندی سپری میشدند و عقربه های ساعت 2 نصف شب رو نشان میداد و باید کم کم اماده حرکت به فرودگاه میشدیم. ساعت پروازمان 6 صبح به دوحه و سپس بعد ازیکساعت تاخیر پرواز به مونترال بود و ما باید ساعت 3 در فرودگاه حاضر میشدیم.به اتفاق همه حرکت کردیم و به موقع انجا حاضر بودیم. خلاصه بعداز خداحافظی با عزیزان برای گرفتن کارت پرواز و تحویل چمدانها داخل شدیم که متاسفانه مشکلی برایمان بوجود امد که مجبور شدیم لحضه های پراسترسی رو سپری کنیم و همین مسئله باعث شد که همسر مهربانم به اتفاق پسر عزیزمان ارتین بدون من راهی این سفر دور و دراز شده و به تنهایی پرواز کنند. واقعا شب سختی بود هم برای ما و هم برای همه خانواده.... جا داره از همسر شجاع و پسر عزیزم که این سفر طولانی رو بدون من راهی شدند تشکر کنم و همچنین از همه دوستان عزیزی که در مونترال با محبتهای بیدریغشان مارو مورد لطف و محبت خود قرار دادند صمیمانه تشکر کنم از مهدی نازنینم-پروشات عزیز-مهسا و مرجان خانم عزیز که طی 2 روزی که من با خانواده نبودم زحمات زیادی کشیدند .همچنین هموطنان عزیزی که در طول سفر برای حمل چمدانها و غیره به همسرم کمک کردند تشکر کنم.

داستان ما بخاطر وجود یکسری سکه های کلکسیونی یادگاری بود که پس از عبور چمدانها از دستگاه , برادران عزیز مستقر در فرودگاه گیر داه و گفتند که نمیتوانید خارج کنید و باید با دستور قاضی ممکن شود و شما باید تا مشخص شدن وضعیت بمانید. از انجاییکه قاضی محترم فرودگاه ساعت 10 صبح حضور داشتند من مجبور شدم که پروازم رو کنسل کنم تا اینکه ساعت 11 ظهر اقای قاضی ظرف فقط چند ثانیه ناقابل تشخیص دادند که بلامانع است و من به همین سادگی و خوشمزگی بخاطر چند ثانیه ناقابل مجبور شدم 2 روز دیرتر و بتنهایی پرواز کنم....

هر چند 2روزی را که در ایران بودم لحظات بسیار سختی رو سپری کردم ولی خدارو شکر برای همسرم تجربه خوبی بود که از همان اولین گام ورود به سرزمین جدید استقلال و اعتماد به نفس داشتن رو تجربه کنه. و همانطوری که همسرم تعریف میکرد ارتین که 6 سالشه همانند یک مرد در تمام طول سفر به مادرش کمک میکرده و به او دلداری میداده حتی با وجود جثه کوچک در حمل چرخ دستی بارها نیز به ایشان کمک میکرده که این باعث تشویق مسافرها میشده.

در پستهای بعدی ادامه ماجرا و همچنین تمام مراحل اولیه در بدو ورود به مونترال و دیگر موارد مهم و کلیدی  اعم از :

1- پروسه کارتها  2-اجاره کردن خانه  3-نمای شهر مونترال 4-حمل و نقل شهری مونترال 5-اموزش زبان فرانسه 6-فروشگاهها و خرید 7- هزینه های زندگی در مونترال و بسیاری موارد مهم دیگر....و همچنین یک پست اختصاصی توسط همسرم برای پرستاران عزیز جهت اشنایی با مراحل کار این رشته در مونترال

پس تا پستهای بعدی بدرود.....

فقط لطف کنید کامنت خصوصی نگذارید متشکرم 

اخرین روزهای قبل از پرواز ( قسمت اول )

بعداز دریافت ویزا من و همسرم تصمیم گرفتیم که پروازمون برای بعداز عید باشه و این به چند دلیل صورت گرفت. همانطوری که می دانستیم زمستان کانادا بسیار سرد و برای ما که هیچ تجربه ای از این سرما نداشتیم بسیار سخت و طاقت فرسا مینمود و برای شروع کار که باید انرژی زیادی خرج میکردیم و برای کارهای اولیه تلاش میکردیم ,شرایط برایمان سخت میشد و به قول معروف " بد جوری میخورد توی ذوقمون " و همین مسئله شاید انرژی اولیه رو از ما میگرفت و این زیاد خوشایند نبود ( الان هم که در مونترال هستیم و به عقب نگاه میکنم میبینم که چه تصمیم درستی گرفتیم و چه زمان عالی رو برای لندد شدن انتخاب کردیم که شرح ان رو در پست های بعدی خواهم داد ) 

دومین مسئله برای من شرایط شغلی ام بود که میبایست فروش شب عید رو انجام داده و به شرایط کاری ام سرو سامان میدادم . بعداز این تصمیم پس از مراجعه به سازمان IOM بلیط مون رو برای 18 اوریل یا 30 فروردین رزرو کردیم  که البته همراه با ریسک فراوانی هم بود چراکه در این تاریخ از تایم ویزامون فقط 11 روز می موند و اگر خدای نکرده اتفاق خاصی میافتاد ما به مشکل میخوردیم که خدارو شکر به خیر گذشت.

با این حال تا حدودی شرایطمون مشخص بود و ما میتوانستیم برنامه ریزی کنیم که هم زبان فرانسه رو تقویت کنیم و هم شرایط مالی رو . به این شکل کلاسهامونو مجددا با خانم بیک زاده عزیز ( که حسابی دلمون براشون تنگ شده ) شروع کردیم و واقعا این اواخر پربار و مفید بود چراکه مطالب رو کابردی تر کار میکردیم.

بالاخره یکماه اخر سال فرا رسید

ماه اخر سال برای من همیشه ماه تلاش مضاعف و شلوغی خاصی بود ولی امسال علاوه بر شلوغی شب عید و فروش اخر سال ,اماده شدن برای مهاجرت نیز بود . خلاصه روزها به تندی سپری میشدند و هر لحظه به زمان پرواز نزدیک میشدیم .بعداز برگشتن از مسافرت نوروزی به شمال ,دیدوبازدید و خداحافظی با دوستان و فامیل تصمیم گرفتیم طی 10 روز باقیمانده چمدانهارو ببندیم. (خوشبختانه بلیط ایر قطر اجازه داشتن 2 چمدان 23 کیلویی برای هر نفر رو میدادکه با این حساب ما میتونستیم 6 چمدان 23 کیلویی و به اضافه هر کدام 7یا 8 کیلو بار داخل هواپیما داشته باشیم ).دوستان این قسمت از مهاجرت یعنی بستن چمدانها واقعا سخته هم به لحاظ انتخاب وسایل و هم به لحاظ درست بودن وزن چمدونها که توصیه میکنم این کارو به دقیقه نود موکول نکنید. من برای این کار چند شب ترازوی دیجیتالی سوپری سر کوچه مونو گرفتم که  جاداره از ایشان تشکر کنم و چمدانهارو در چند شب متوالی سروسامان دادیم . وسایلی که داخل چمدونها گذاشتیم عمدتا شامل : 

پوشاک و لباس - خشکبار از همه نوعش - سبزی خشک -اسناد و مدارک اصلی همراه با ترجمه -مقداری داروهای اولیه و عکسهای یادگاری و خانوادگی و غیره بود .

نکته :

1-در اینجا همه نوع لباسی اعم از مجلسی و اسپرت هم برای اقایون و هم خانمها با قیمتهای مختلف موجوده از لباسهای گران قیمت مارکدار گرفته تا لباسهای چینی ارزان قیمت متناسب با هر سلیقه ای . ولی فکر میکنم اگر لباسهای خوب و مناسبی دارید حتما با خودتون بیارید چراکه به هرحال خرج کردن دلارهای 2000 تومانی برای شروع کار سخته در ضمن من شنیده بودم که لباسهای زمستانی ایران به درد اینجا نمی خوره که درست هم هست ولی فکر میکنم که همان لباسها برای فصول پاییز و اخر زمستان یعنی شروع بهار بسیار مناسبه و میشه استفاده کرد.البته بیشتر مد نظرتون لباسهای اسپرت باشه

2-به خاطر داشته باشید که اصل کلیه مدارک و اسناد اعم از شناسنامه ها - عقدنامه-گواهینامه و کلیه مدارک تحصیلی و غیره رو به همراه داشته باشیدو حتی المقدور ترجمه مدارکتان را در ایران انجام دهید چرا که اینجا قیمتهای ترجمه نسبت به ایران گرونتر میافته ولی به هر حال اینجا برای تایید ترجمه ها باید مبلغی رو متحمل شوید که باز می ارزه . در ضمن تنها ترجمه ای که باید در اینجا انجام بشه ترجمه گواهینامه هاست که ما حدود 20 دلار برای هر گواهینامه پرداخت کردیم .

فریت بار

بقیه وسایلمونو با هواپیمایی امارات که حدودا 130 کیلو گرم شد فرستادیم که شرح این قسمت رو در پست بعدی خواهم گذاشت.

تا پست بعدی که بزودی خواهم نوشت بدرود.....